قرن بیستم را باید از نظر تحولات سیاسی بسیار متمایز دانست در این قرن 2 جنگ جهانی – چندین جنگ بزرگ مثل جنگ ویتنام – جنگ کره – جنگ ایران و عراق .... و بسیاری از منازعات و مخاصمات مرزی و ارضی در مقیاس کوچکتر و حتی محلی صورت گرفت به عبارتی دیگر صفحه شطرنج سیاسی جهان دایما در نوسان بود . انقلاب اکتبر 1917 روسیه –انقلاب 1949 چین و نهایتا انقلاب اسلامی ایران در 1979 از مهمترین لرزه های سیاسی بودند که چه بسا هر کدام نقش بارزی در تحولات نظام بین الملل ایفا کرده اند . انقلاب ایران در یکی از کشورهای باثبات منطقه ، با رشد اقتصادی رضایت بخش ،با روند فزاینده صنعتی شدن ،با ظهور روبه رشد طبقه بورژوا ، در سرزمینی که اکثر قریب به اتفاق مدیران آن تحصیلکرده غرب – آمریکا – و حتی ژاپن و هند بودند در واقع آنها تکنوکراتهایی فاقد دیدگاه ایدولوژیک بارز بودند که بیشتر از خانواده های سرشناس قجری ریشه گرفته بودند ( دودمان اشرافی ) و جالب انکه عمده آنها برای رسیدن به ان سمتها، سلسله مراتب کارشناسی و مدیریتهای پایین دستی و میانی را طی کرده بودند و ضمن تسلط به حداقل یک زبان خارجی منتقد ملایم و خاموش شاه هم بودند وباور مسلط انها رفاه مردم – آبادی و پیشرفت کشور و بقای رژیم شاه بود و حتی مستقیم به او پاسخگو بودند و سرانجام انکه بعد از انقلاب ،آواره گوشه و کنار جهان شدند .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، کشور با فقدان مدیران میانی و نسبتا بالای کشور مواجه شد که از مام وطن رحل اقامت افکنده بودند و نظام سیاسی جدید باید مهره های مناسبی را جایگزین می کرد و چون چنین ترکیب پیچیده و متنوعی را در اختیار نداشت به ناچار به سمت استفاده از نیروهای غیر متخصص و احتمالا متعهد حرکت کرد و همین امر باعث کندی محسوس در امورات شد . از سوی دیگر حضور پررنگ سازمان مجاهدین خلق و ترورهای منظم و کور آنها کشور را تدریجا از نیروهای متعهد خالی می کرد علاوه بر آن جنبشهای استقلال طلب در نواحی حاشیه ای ایران در حال پا گرفتن بود ( کردستان – بندر ترکمن ....) که البته حمایت مالی و تسلیحاتی خارجی را به همراه داشت .
از همه عیان تر حمله ارتش عراق در شهریور 1359 بود که آن جنگ 8 ساله سیستم مدیریتی کشور را کلا به چالش کشید .پس از مدت کوتاهی پیروزی های اولیه نظامی عراق و پیشروی انها پس از مدت کوتاهی برعکس شد و حالا دست بالا با نیروهای رزمنده ایرانی بود .سپس جریان موشکباران شهرها و حملات هوایی مطرح شد و بالاخره با پایان یافتن توان فیزیکی و مالی طرفین، جنگ به سوی آتش بس حرکت کرد که نهایتا قطعنامه 598 شکل رسمی به آن داد و بلافاصله کشور سر به سازندگی گذارد و حضور نیروهای تحصیلکرده و احتمالا غرب دیده در راس مدیریتهای کشور به این رویه کمک کرد که غالب انها در جبهه کارگزاران سازندگی تبلور یافته بودند . پس از آن دولت اصلاحات جراحی بخشی از ناملایمات بافت سیاسی جامعه را در دستور کار قرار داد( توسعه سیاسی – جامعه مدنی – حقوق شهروندی ...). حالا نوبت دولت عدالت محور است که در مسند قدرت قرار گرفت که توجه به محرومان را شعار کلیدی خود می دانست و در پایان دولت تدبیر و امید به منصه ظهور رسید که حل مشکل هسته ای - بهبود روابط خارجی و اوضاع اقتصادی... را سرلوحه امورات خود می دانست .در طی این سه دولت مردم انتظار توسعه – پیشرفت – رفاه – مهار تورم – عدالت – اشتغال- تخریب نشدن محیط زیست .....را داشتند که نه تنها آنها محقق نشدند بلکه کشور گرفتار مشکلات عدیده بیشتری گردید . هر چند که سند چشم انداز 20 ساله افق خوبی را برای ایران در منطقه ترسیم می کرد ولی عملا موقعیت ما به مراتب حزن انگیزتر می نمود و جنبش سبز و حوادث پس از آن- مهاجرت نخبگان – فساد اقتصادی و اختلاس ها و حقوقهای نجومی و آقازاده ها و ژنهای خوب همه و همه بر این گره کور افزون گشتند.
به هر حال کشور ما با تمام تفاسیر فوق برای آینده قابل پیش بینی خود ( 30 سال بعد) به کجا می خواهد برود ؟ استراتژی راهبردی ما در منطقه و نظام بین الملل چگونه است ؟ ستون و پایه اقتصاد ما مبتنی بر چیست ؟ آیا لزوم جابجایی و تغییر مدیران میانی ما محسوس نمی باشد ؟جایگاه علم در امورات کشور چگونه است ؟ ضررهای بهره نبردن از فضای خوب ژیوپلیتیکی ما چگونه جبران می گردد ؟زندگی تجملی مسولین با اصول اولیه انقلاب چه مباینتی دارد ؟
جواب سوالات فوق و صدها سوال دیگر ، کالبد و روح انقلاب 57 را در گام دوم خود ،توصیف و تکوین خواهد نمود
انقلاب اسلامی ایارن و بازتاب ان در نظام بین الملل...
ما را در سایت انقلاب اسلامی ایارن و بازتاب ان در نظام بین الملل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:36