شاید به جرات بتوان گفت مهمترین مسله دهه اخیر ایران پرونده هسته ای آن بوده است که با کش و قوسهای فراوانی همراه بوده است که این رویه در 1400 هم ادامه یافت و با تغییر ریاست جمهوری ایران ، مسیر این پرونده هم کمی متمایزتر شد و گروهی که مخالف اصلی گفتگوهای ژنو بودند هم اکنون خودشان خیلی جدی و مصمم در حال مذاکره هستن واین بدان معنا است که منافع ملی بر هر چیزی ارجحیت دارد .
از نظر عده ای در ایران برجام که هدفش رفع تحریمها و دستیابی ایران به پولهایش بود ( چین هند کره ...) ناشی ازبه ته دیگ خوردن کفگیر اقتصادی ایران بود هر چند که این مهم هم تحقق پیدا نکرد پس حتما به گمان بعضی ها ناشی از خیانت ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای وقت بود که همین امر هم اکنون با تیم جدید و در قالب خدمت در حال انجام است.
از نظر امریکا هم مسله اصلی روسیه و چین است و با خروج از افغانستان و عراق و حتی پرونده هسته ای ایران دنبال فراغ بال برای خود هستند تا با تمرکز بیشتری به روسیه و چین برسند نکته جالب آنکه انها واکنش خیلی صریح و روشنی به حمله موشکی ایران به اربیل نداشتند ( حتی در حد محکوم کردن لفظی ) و فقط از اینکه به مراکز و شهروندان آنها آسیبی نرسیده است احساس خوشحالی کردند و فراتر از همه اینها فرضیه خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را از لیست تحریم آمریکا مطرح کردند .از سوی دیگر سپاه هم معتقد است با وجود فشارها و تحریمهای سنگین آمریکا برد موشکهای ما و دقت و تخریب آنها .... بیشتر شده است و چه بسا که اگر این تحریمها نبود ما به این نقطه نمی رسیدیم .نکته مهم آن است که سیاست خارجی ما در ابتدا رنگ نه شرقی نه غربی داشت که بنا به ملاحضاتی مدت مدیدی گرایش به شرق پیدا کرد و ما نتوانسته بودیم تعادل بین آن دو را حفظ کنیم شاید ( با توجه به بر ملا شدن کارنامه تیره و تار روسیه معاصر در ایران ) رسیدن به اردوگاه غرب این بالانس را در سیاست خارجی ما ایجاد می کند .
در مجموع باید گفت نشانه هایی از میل به کاهش دشمنی ها بین دو کشور دیده می شود و اینکه ما حل مسله برجام را با نظر نهایی آمریکا جهت رفع چند مورد اختلاف ،گره می زنیم و نوعی واقعگرایی در سیاست خارجی ایران در حال وقوع است و آمریکا ستیزی چند دهه قبل ما رهگشا نبوده و از همه جالبتر همگروهی ایران و آمریکا در مسابقات جام جهانی ایجاد افق جدیدی در روابط فی مابین را می تواند نوید دهد و همین امر برای اسراییل هم صادق بوده ضمن آنکه اسراییل فعلی از سالهای قبل به مراتب قدرتمندتر بوده و انها در اطراف ما ( دبی – اذربایجان – قطر ...) حضور دارند و حتی در حال برقراری روابط سیاسی رسمی با شیخ نشین ها هستند و حتی صحبت از تشکیل ناتوی عربی عبری با مشارکت امارات – قطر و اسراییل است.
از سوی دیگر عدم موفقیت سیاست خارجی ما در 1400 در قره باغ و عراق و سوریه ..... کاملا هویداست در حالیکه ترکیه نقش فعال مایشایی در بحران افغانستان و حتی حمله روسیه به اکراین دارد
به طور خلاصه می توانیم بگوییم ما نتوانستیم نه در سطح منطقه و نه حتی داخلی قلوب را بدست آوریم و این یعنی بحران مشروعیت و بحران هویت به طور مشترک و توامان بسیار خطر ناک برای ما خواهد بود پس برجام دو گزینه ای است که می تواند ایران را از انزوا خارج کند و به چرخه نفت و اقتصاد دنیا برگردیم و سرمایه که گم شده اصلی اقتصاد ایران است به این کشور تزریق شود وگرنه باید با زیاده خواهی شرقیان و مشخصا روسیه کنار بیاییم و انها خود اعتراف کردند که یک ایران هسته ای برای ما بهتر از یک ایران غربی است .
انقلاب اسلامی ایارن و بازتاب ان در نظام بین الملل...
ما را در سایت انقلاب اسلامی ایارن و بازتاب ان در نظام بین الملل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 10:16