در اوان فروردین 98 خبری تاسف بار کام همه را به تلخی کشاند . سیلی بس ویرانگر در خوزستان فارس گلستان لرستان ....درست در گرما گرم دید و بازدیدها همه نگاهها را به اخبار رسانه ها دوخت این امر در خوزستان و احتمال شکستن سدها هراس انگیزتر می نمود . پس از آن در تابستان شیب قیمتها اوج گرفت و با 3 برابر شدن اجناس قدرت اقتصادی خانواده ها تحلیل رفت.ماجرای بنزین نیز تیر خلاصی بود بر این داستان و مردم را به خیابانها کشاند ان هم بیشتر اقشار پایین و متوسط جامعه. برخورد حا کمیت هم پس از کمی مماشات، مبتنی بر ایستادگی تمام قد در مقابل معترضین قرار گرفت . با ترور سردار سلیمانی شوک دیگری احاد جامعه را پوشاند و مردم ایران برایش عزادار شدند والبته بسیار هم عصبانی. و از حالا به بعد کلید واژه انتقام سخت به سرعت اپیدمی ملی شد تا اینکه نهایتا حمله موشکی به عین الاسد کمی التهاب ها را فرونشاند ولی سایه جنگی سخت بر کشور نمایان بود . هواپیمای اکراینی که دانشجویان ایرانی شاغل در کانادا را به همراه داشت در اثر یک خطای انسانی سرنگون شد وبدتر ازآن پاسخگو نبودن عوامل مربوط و حتی تاخیر اعلام آن، دوباره به شکاف مردم با حاکمان کمک کرد و همین امر گسیل مردم را به سوی شبکه های اجتماعی سرعت بخشید حالا بحث کج شدن مسیر پروازها از ایران و حتی توریستها و تعلیق میزبانی فوتبال ایران ..... همه و همه حلقه فشار روحی را بیشتر می کرد .بعد از مراسم ملی 22 بهمن و انتخابات کم رمق مجلس 11 یک پدیده نادر و غیر منتطره کل فضای ایران را در بر گرفت . بله چین – ایران ویروس کرونا و رنگ خوش چشم بادامی ها که حالا در اذهان ایرانی ها به سردی میل می کرد .در هفته اول اسفند هنوزمردم ایران عمق داستان را باور نداشتند ولی سرعت ان وحشتناک بود و غیر قابل شوخی .حالا نگاه مذهبیون و نگاه دانشگاهیان کم کم متعارض می نمود بویژه انکه مرکز اصلی ان قم شناخته شده بود و همین پارادوکس اجازه قرنطینه کامل قم را نمی داد که نتیجه ان ابتلای سایر نقاط کشوربود که همین امر جای هیچ انکاری را باقی نمی گذاشت تعطیلی مراکز آموزشی هتلها رستورانها و هر تجمع عمومی بیرونی خود پیامی بسیار شفاف داشت ولی کمی دیر شده بود . اخبار کشته ها و توصیه به خانه نشینی برای عده ای از ایرانیان بسان یک طنز بود چرا که شال و کلاه کرده بودند و ره سفر در پیش داشتند شمال و دیگر نواحی توریستی کاملا قفل شده بود پلیس هم منع امد و شد غیر بومی ها را اجرا کرد که باز هم توفیق چندانی به همراه نداشت در انسوی ماجرا هم در داروخانه ها ملزومات اولیه برخورد با ویروس بی رحم پیدا نمیشد در واقع همه افراد به یک بمب متحرک و مشکوک تبدیل شده بودند این امر حتی برای نزدیکان شما هم ساری و جاری بود .
کشور به بحرانی بس عمیق ورود کرده بود و حل ان یک عزم ملی و همکاری عمومی را طلب میکرد و احتمالا که این رویه تا پایان نوروز سال جدید هم همراه ما باشد بله ویروسی که چه بسا یک حرکت سیاسی بوده باشد ( بیو تروریسم ) و صد البته که ایندگان بهتر درباره ان قضاوت خواهند کرد .
واین است فلسفه ضریب 8 در تاریخچه انقلاب اسلامی ایران . سال 58 ترورهای گسترده منافقین – سال 68 ارتحال امام خمینی – 78 کوی دانشگاه تهران – 88 جنبش سبز – 98 که سالی بود مملو از حکایتها .
پس ایا می توان امید وار بود سال 99 که عدد 8 را در خود ندارد برای ما سالی خوش یمن و میمون باشد
م ک - 18 اسفند 1398 برابر با 13 رجب
در اوان فروردین 98 خبری تاسف بار کام همه را به تلخی کشاند . سیلی بس ویرانگر در خوزستان فارس گلستان لرستان ....درست در گرما گرم دید و بازدیدها همه نگاهها را به اخبار رسانه ها دوخت این امر در خوزستان و احتمال شکستن سدها هراس انگیزتر می نمود . پس از آن در تابستان شیب قیمتها اوج گرفت و با 3 برابر شدن اجناس قدرت اقتصادی خانواده ها تحلیل رفت.ماجرای بنزین نیز تیر خلاصی بود بر این داستان و مردم را به خیابانها کشاند ان هم بیشتر اقشار پایین و متوسط جامعه. برخورد حا کمیت هم پس از کمی مماشات، مبتنی بر ایستادگی تمام قد در مقابل معترضین قرار گرفت . با ترور سردار سلیمانی شوک دیگری احاد جامعه را پوشاند و مردم ایران برایش عزادار شدند والبته بسیار هم عصبانی. و از حالا به بعد کلید واژه انتقام سخت به سرعت اپیدمی ملی شد تا اینکه نهایتا حمله موشکی به عین الاسد کمی التهاب ها را فرونشاند ولی سایه جنگی سخت بر کشور نمایان بود . هواپیمای اکراینی که دانشجویان ایرانی شاغل در کانادا را به همراه داشت در اثر یک خطای انسانی سرنگون شد وبدتر ازآن پاسخگو نبودن عوامل مربوط و حتی تاخیر اعلام آن، دوباره به شکاف مردم با حاکمان کمک کرد و همین امر گسیل مردم را به سوی شبکه های اجتماعی سرعت بخشید حالا بحث کج شدن مسیر پروازها از ایران و حتی توریستها و تعلیق میزبانی فوتبال ایران ..... همه و همه حلقه فشار روحی را بیشتر می کرد .بعد از مراسم ملی 22 بهمن و انتخابات کم رمق مجلس 11 یک پدیده نادر و غیر منتطره کل فضای ایران را در بر گرفت . بله چین – ایران ویروس کرونا و رنگ خوش چشم بادامی ها که حالا در اذهان ایرانی ها به سردی میل می کرد .در هفته اول اسفند هنوزمردم ایران عمق داستان را باور نداشتند ولی سرعت ان وحشتناک بود و غیر قابل شوخی .حالا نگاه مذهبیون و نگاه دانشگاهیان کم کم متعارض می نمود بویژه انکه مرکز اصلی ان قم شناخته شده بود و همین پارادوکس اجازه قرنطینه کامل قم را نمی داد که نتیجه ان ابتلای سایر نقاط کشوربود که همین امر جای هیچ انکاری را باقی نمی گذاشت تعطیلی مراکز آموزشی هتلها رستورانها و هر تجمع عمومی بیرونی خود پیامی بسیار شفاف داشت ولی کمی دیر شده بود . اخبار کشته ها و توصیه به خانه نشینی برای عده ای از ایرانیان بسان یک طنز بود چرا که شال و کلاه کرده بودند و ره سفر در پیش داشتند شمال و دیگر نواحی توریستی کاملا قفل شده بود پلیس هم منع امد و شد غیر بومی ها را اجرا کرد که باز هم توفیق چندانی به همراه نداشت در انسوی ماجرا هم در داروخانه ها ملزومات اولیه برخورد با ویروس بی رحم پیدا نمیشد در واقع همه افراد به یک بمب متحرک و مشکوک تبدیل شده بودند این امر حتی برای نزدیکان شما هم ساری و جاری بود .
کشور به بحرانی بس عمیق ورود کرده بود و حل ان یک عزم ملی و همکاری عمومی را طلب میکرد و احتمالا که این رویه تا پایان نوروز سال جدید هم همراه ما باشد بله ویروسی که چه بسا یک حرکت سیاسی بوده باشد ( بیو تروریسم ) و صد البته که ایندگان بهتر درباره ان قضاوت خواهند کرد .
واین است فلسفه ضریب 8 در تاریخچه انقلاب اسلامی ایران . سال 58 ترورهای گسترده منافقین – سال 68 ارتحال امام خمینی – 78 کوی دانشگاه تهران – 88 جنبش سبز – 98 که سالی بود مملو از حکایتها .
پس ایا می توان امید وار بود سال 99 که عدد 8 را در خود ندارد برای ما سالی خوش یمن و میمون باشد
م ک - 18 اسفند 1398 برابر با 13 رجب
انقلاب اسلامی ایارن و بازتاب ان در نظام بین الملل...
ما را در سایت انقلاب اسلامی ایارن و بازتاب ان در نظام بین الملل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 23:20